قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4763
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال هفتصد و هشتاد و هفت هجرى [ موافق سال هفتصد و هفتاد و هفتم از رحلت خير البشر ] « 1 » پادشاه به استحقاق ايران و توران ، امير تيمور گوركان از قشلاق رى در بهار عازم سلطانيه شد و چون قلعه از مردم سلطان احمد خالى بود عمر بهادر « 2 » پيشتر به سلطانيه آمده قلعه را متصرف شد و نوبتى اوباش آوازه انداختند كه « سلطان رسيد » و محصّلان عمر بهادر را كشتند . چون دروغ ايشان مشخص شد ، اكثر به ياسا رسيدند . و آن حضرت به سلطانيه [ 479 الف ] آمده عادل آقا را از شيراز طلب نمود « 3 » و سلطانيه را به او داد و امير محمد سلطانشاه را نيز آنجا گذاشت و به رستمدار مراجعت فرمود و امير ولى و ديگر حكام آنجا گريخته آن ولايت به تاراج رفت و آمل و سارى محل نزول اجلال عساكر منصور شد و امير سيد كمال الدين و امير رضى الدين ، پسران امير سيد قوام الدين به ملازمت آمده سكه و خطبه به نام نامى آن حضرت در آن ولايت نيز مزيّن شد ؛ و آن حضرت ايشان را نوازش بسيار فرمود و به اطاعت لقمان پادشاه كه آن حضرت حكومت استرآباد را به او عنايت كرده بود امر نمود . و چون خاطر مباركش از مهمّات آن ولايت جمع شد ، به سمرقند معاودت فرمود و زمستان در زنجير سراى قشلاق كرد . و عادل آقا از كمال كاردانى سلطانيه را آباد كرد و سلطان احمد از بغداد به تبريز آمده و امير ولى از راه گيلان به اوجان به خدمت سلطان پيوست و بعد
--> ( 1 ) . ق : 687 ؛ م ، ش : 772 ؛ ارقام در حاشيهء نسخ ثبت است . ( 2 ) . ق : عمر عباس . ( 3 ) . چون شاه شجاع در روز يكشنبه بيست و يكّم شعبان هفتصد و هشتاد و شش درگذشت ، عادل آقا در ملازمت سلطان زين العابدين ، پسر شاه شجاع بود .